خداحافظ
سیرم از زندگی و از همه کس دلگیرم
آخر از این همه دلگیری و غم میمیرم
پرم از رنج و شکستن ، دل خوش سیری چند؟
دیگر از آمد و رفت نفسم هم سیرم
هر که آمد ، دل تنهای مرا زخمی کرد
بی سبب نیست روی ، از همه کس میگیرم
تلخی زخم زبان و غم بی مهری ها
اینچنین کرده در آیینه هستی پیرم
بس که تنهایم و بی همنفس و همراه
روزگاریست که چون سایه بی تصویرم
دلم آنقدر گرفته است ، خدا می داند
دیگر از دست دلم هم به خدا دلگیرم!
تحول
۲۰ سال پیش تو همین لحظات صدای گریه نوزادی به گوش می رسید همه از تولدش خوشحال بودن و لبخند روی لبهاشون بود ولی آنها از احساس آن کودک خبر نداشتند شاید او از اومدن به این دنیای عجیب و غریب ترسیده و از بدو ورودش احساس تنهایی می کرده ولی خدا قبل از ورودش به این کره خاکی به او وعده داده که همیشه بااوست و یار و حافظش خواهد بود..........................خدایا شکرت
چه زود گذشت.......................................................................
خدایا همانگونه که زمان تولدم پاک.ساده. خالی از بغض و کینه بودم از امروز هم بگذار آنگونه باشم![]()








